خواب های ما بی لبخند است
خانه های ما خاموش است
سفره های ما خالی است
نه
این طور نمی شود که تا ابد
از طعم ولرم خاک و
این خواب تشنه و
تحمل چیزی به اسم زندگی ترسید./
نه
نمی شود.....
وطن کجاست که آواز آشنای تو چنین دور می نماید؟
امید کجاست
تا خود
جهان
به قرار
باز آید؟
هان، سنجیده باش
که نومیدان را معادی مقدر نیست؟
...می گویم نمی شود یک شب بخوابی و صبح زود یکی بیاید و بگوید:
هرچه بود تمام شد به خدا؟!